تبلیغات

عماد افروغ: نباید پشت مذاکره کنندگانمان را تا آخرین لحظه خالی کنیم /اعتراضات دی ماه ربطی به برجام ندارد

امروز مشکل ما مشکل تظاهر و ریا است و اینکه توجه به شاخصی به نام عمل نداریم. باید به این سمت برویم که از یک مسوولی این توقع را داشته باشیم که آنچه انجام داده است بگوید نه آنچه انجام خواهد داد. این درست نیست. از آینده نگوید از گذشته بگوید. ما باید فشار رسانه ای و گفتمانی و عمومی را به این سمت ببریم که «عمل» مورد توجه قرار بگیرد.

به گزارش جماران؛ عماد افروغ با بیان اینکه «در شرایطی هستیم که به شدت به وحدت نیازداریم» گفت: عباراتی مثل اینکه "دیدید گفتیم" اصلا متناسب با شرایط خاص ما نیست. چرا که شرایط بحرانی اقتضائات خاص خودش را دارد. نباید پشت مذاکره کنندگانمان را تا آخرین لحظه خالی کنیم.

سال‌هاست سکوت در پیش گرفته و هرجا پای صحبت‌های سیاسی به میان می آید ترجیح می دهد روزه سکوتش را نشکند؛ هنوز هم نظرش بر همان مدار می چرخد اما ذات صحبت‌هایش همان طعم انتقادی را دارد؛ همان انتقادهایی که هنوز بعد از سال‌ها یادآور نطق های آتشین عماد افروغ در مجلس هفتم است.

او که با گرایشات اصولگرایانه در مجلس هفتم در قامت نماینده مردم تهران ظاهر شد اما همان زمان تیغ انتقاداتش را شامل حال جناح خودی هم می کرد و همین خصلت افروغ را منحصر به فرد کرد؛ حالا با گذشت مدت‌ها از حضور کم فروغ نماینده سابق تهران جنجال ها بر سر خروج امریکا از برجام و تاثیرات احتمالی آن بر جامعه ایران بهانه ای شد تا پای تحلیل جامعه شناسانه او از ایران امروز بنشینیم. در فضایی که بسیاری بر طبل ناامیدی می‎کوبند، افروغ خط بطلانی بر مواضع آنان می‎کشد و فضایی امیدوارانه را در آینده پیش بینی می‎کند. او هرچند معتقد است جامعه ایران موضوع خروج آمریکا از برجام را یک تهدید بیرونی می داند و در مقابل آن منسجم و متحد خواهد شد؛ اما از اختلافات و تشتت های سیاسی موجود نیز انتقاد کرد و گفت ای کاش در شرایط عادی هم اتحادمان را حفظ می کردیم. 

صحبت که به اعتراضات مردم رسید هم پای مباحث ایدئولوژیک را به میان آورد که «عده ای وانمود می کنند متصف به ایدئولوژی هستند و فقط به این تظاهر توجه دارند و به عمل توجه ندارند» و هم باب انتقاد به آنان را گشود که صحبت از ساده‎زیستی می‎کنند اما ساده زیست نیستند. حقوق‎های آنچنانی می‎گیرند و می‎گویند که به دلیل مشاغل خاص‎شان است. به زعم افروغ، مردم هم این تبعیض‌ها را حس می‎کنند و به همین دلیل برای اعتراض به خیابان آمدند.

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفت‌وگو با این جامعه‌شناس است که ردای سیاست را از تن به در کرده اما موشکافانه مشغول بررسی معادلات آن است:

بعد از خروج آمریکا از برجام، نقدها علیه دولت شدت بیشتری گرفت که به نظر می رسد تاثیر مستقیمی بر میزان امیدواری مردم داشت؛ برخی معتقدند شکل گیری چنین فضایی بر میزان مشارکت آتی مردم در انتخابات نیز اثر داشته و آن را کاهش می‎دهد. تحلیل شما از این شرایط چیست؟
البته من چنین فضای نومیدانه ای را حس نکردم و اتفاقا شهودا احساس می کنم که بستر فراهم شده برای یک امید، مقاومت، همبستگی و اعتماد ملی. نکته دوم این است که هنوز برجام فرجام مشخصی ندارد و هنوز معلوم نیست که به کجا می انجامد. رایزنی های دولت ادامه دارد و نمی شود قضاوت نهایی کرد. باید با طرف اروپایی و طرف های دیگر صحبت کرد، ببینیم در نهایت چه می شود و بعد ببینیم بعد از فرجام این برجام چه فضای اجتماعی ای ایجاد می شود.

اما حتی اگر ما بالاترین سطح را نگاه کنیم؛ یعنی نهایی ترین حالت که خروج ایران از برجام باشد، من اتفاقا برعکس شما پیش بینی هم کرده بودم که این مقدمه یک امر مبارک است. مقدمه انسجام ملی است؛ چیزی که ما متاسفانه قدرش را نمی دانیم و در شرایط سخت و دشوار همواره به آن رسیدیم و متاسفانه اینجاست که در شرایط عادی هیچگاه نمی توانیم به ارزشی به اسم وحدت یا انسجام ملی دست پیدا کنیم  و آن را حفظش کنیم و این نیازمند یک آسیب شناسی اجتماعی است.

ولی در شرایط بحران و غیرعادی همواره تاریخ ایران، چه تاریخ بعید، چه تاریخ قریب ثابت کرده که انسجام ما که می تواند مقدمه ای برای کارهای بزرگ باشد افزایش پیدا کرده و من اصلا این فضای نومیدانه را نه حس می کنم نه حدس می زنم. اتفاقا برعکس، حس می کنم آن چیزی که در مقاطع مختلف تاریخی ایران خودش را نشان داده بار دیگر رخ می دهد. مثل انقلاب اسلامی، مثل دوران دفاع مقدس و ... این یک گزاره جامعه شناسی است که هرگاه یک گروهی با تهدید بیرونی روبه رو می شود انسجام درونی آن افزایش پیدا می کند و این به طور خاص درباره ایران صادق است.

با این فرض شما، آیا ما همیشه باید منتظر یک امر بیرونی باشیم تا به یک انسجام داخلی برسیم؟
دقیقا همین است؛ ای کاش آن چیزی که در شرایط غیرعادی و بحرانی اتفاق می افتد، در شرایط عادی هم اتفاق بیفتد. من نمی دانم این به فرهنگ ما برمی گردد یا اخلاق و رفتارمان که چرا ما نمی توانیم در شرایط عادی قدر فرصت هایمان را بدانیم. من معتقدم فرصت های زیادی برای ما رقم خورده که ما قدرش را ندانستیم. فقط در مقاطع خاص قدر دانستیم و نتوانستیم در مواقع استقرار، آن طور که شایسته و بایسته است، قدر فرصت‌هایمان را بدانیم. ما مدام با تهدید روبه رو هستیم. تهدید و تحریم. این تحریم ها برای کشوری که انقلاب بزرگی را پشت سر گذاشته برای اینکه بخواهد حرف نو دیگری بزند، فرصت هستند. «نه شرقی، نه غربی» حرفی برای گفتن داشته باشد. یک توسعه درون زا، را برای خودش تعریف کند که الگوی دیگران شود. چرا از این فرصت ها استفاده نمی کند و نکرده؟ تحریم یک فرصت است که ما به خودمان بیاییم. ببینیم اگر قرار است روی پای خودمان بایستیم، چه ملزوماتی لازم داریم.

من همیشه گفته ام که این امر 5 ملزومه دارد. آگاهی، انگیزه، فرصت، مهارت و ظرف. متاسفانه به این موضوع توجه نمی شود. فوقش ممکن است در سطح یک تبلیغات عمومی و رسانه ای مساله پیش برود و به همانجا ختم بشود. به عمق و تعمیق آگاهی ها توجه نمی شود. تازه اگر اگاهی فراگیر شد و ما توانستیم آگاهی خوبی به مردم بدهیم گام اول است. گام دوم باید ارتقای انگیزه ها باشد. انگیزه ها برای انجام عملی بارور شود و گام سوم این است که مهارت های بالقوه به فعلیت برسد و مهارت های بالفعل به کار گرفته شود و این در گرو فرصت است.

فرصت سازی در اختیار دولت است. دولت باید در چنین شرایطی فرصت ها را فراهم کند و این نیاز به «ظرف» دارد. ظرفی که از پهلوی به ارث رسیده، جوابگوی این مسائل نیست. «ظرف» باید غیرمتمرکز باشد، باید در ظرف آمایش سرزمین اتفاق بیفتد. ما در ظرف تمرکزگرایی متکی به اقتصاد نفتی نمی توانیم تحقق بخش اقتصاد مقاومتی یا استفاده از کالای ایرانی باشیم یا دیگر نام گذاری هایی که در طول این سال ها اتفاق افتاده. ما به واقع، غافل از ظرف هستیم.

این بحث بسیار مهمی است که حاصل مطالعات گسترده ای است که من داشتم و رجوعی که بسیاری از فیلسوف های عالم کردم که روی اینها خوب اندیشیدند و این اندیشه ها متراکم شده، من خیلی مختصر و مفید می گویم: ما باید از مهارت های مردم و مهارت های نیروی انسانی مان استفاده کنیم. مهارت صرفا مدرک و دانش نظری نیست. مهارت آن چیزی است که مردم در تجربه زیسته شان با آن انس گرفته اند و از تاریخ به آنها به ارث رسیده و نسل به نسل منتقل شده است. اینها باید در توسعه به کار گرفته شود. ما الگوی توسعه ای می خواهیم که فراگیر باشد. همزمان باشد، توسعه روستایی و شهری را با هم ببیند. توسعه جامع فرهنگی باشد. هم فرهنگی باشد -با تاریخ و فرهنگمان سازگار باشد- هم ابعاد اقتصادی و فرهنگی و سیاسی را با اولویت هایی که برایشان ذکر می کنند، لحاظ کند. نه به لحاظ فرهنگی در شرایط عادی می توانیم وحدت ملی خودمان را حفظ کنیم و نه می توانیم تحقق بخش تحرکات و شعارهای خوبی باشیم که در شرایط بحرانی برایمان رقم می خورد.

در شرایط بحرانی وحدت بالا می رود ولی فقط نباید به یک وحدت ملی اکتفا کرد. این گام و فاز اول است. زمینه مناسب است. بعدش چه؟ باید از شعار خارج شویم. حرف آخر من این است که من احساس می کنم در کنار این صحبت هایی که کردم و نقدهایی که دارم یک چیزی در این کشور مغفول واقع شده که این هم می شود ریشه یابی شود و باید رویش کار شود و آن بی توجهی به عمل است.

در این مملکت «حرف» کارکرد مثبتی برای عده ای دارد. این را هم می شود ریشه یابی کرد و من این کار را کردم. اینکه حرف بدون عمل کارکرد دارد و به تعبیر حضرت امیر (ع)یک ایده منافقانه است؛ چرا جواب می دهد؟ بعضی شاید خوششان نیاید من این حرف را می زنم ولی بخشی به خاطر این است که وقتی شما یک مبنای ایدئولوژیک برای انقلاب تعریف می کنی، عده ای وانمود می کنند متصف به این ایدئولوژی هستند و عده ای هم توجه ندارند که نباید فقط به این تظاهر توجه کرد و باید به عمل توجه کرد. وقتی یک ایدئولوژی و گفتمان را می پذیری و این گفتمان معیاری می شود برای اینکه کشور برا&#

افروغ نباید مذاکره کنندگانمان آخرین اعتراضات برجام ندارد

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات